سلام عزیز دلم ، قدیمترها یعنی تا مثلن چهل سال پیش ، اکثر مردم لااقل در طول عمرشون یکبار گلستان و بوستان سعدی رو دوره میکردند ، دوره که نه ، بهتره بگم با دقت میخوندنشون ، شاید اگی بگم کمتر کتابی به شیرینی و روانی این دو کتاب تونسته اخلاق و رفتار اجتماعی و ادب رو به مردم بیاموزه ، پُر بیراه نگفته باشم ، شایدم اگی بگم این روزا بهترین کتابهایی که لازمه مردم بخونن ، حرف چندون نادرستی نباشه ، الان دلم خواست از گلستان برات بنویسم ، حکایتی که برات انتخاب کردم از باب دوم که دراخلاق درویشان است ، میباشه ، از اونجا که شاید حوصله نکنی همه ی حکایتو بخونی ، چند بیت شعرشو اینجا میذارم و متن کامل رو در ادامه ی مطلب ، شب خوش نازنینم .
چند گویی که بد اندیش و حسود ، عیبجویانِ من مسکینند ، گه به خون ریختنم برخیزند ، گه به بد خواستنم بنشینند ، نیک باشی و بدت گوید خلق ، به که بد باشی و نیکت بینند...
باباش و دخترش...ما را در سایت باباش و دخترش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44